نگاهی به فیلم سُوتسی ( از آفریقای جنوبی )
نگاهی به فیلم ( تسُوتسی ) " سُوتسی "
فستیوال فیلم آفریقا در تهران برگزار می شود . فیلم ( تسُوتسی ) " سُوتسی " را همین دیشب دیدم که
سال گذشته برنده اُسکار بهترین فیلم خارجی شده بود از آفریقای جنوبی .
خشونت و بیرحمی و عشق و ایثار در هم آمیخته اند در این فیلم . کارگردان ( گاروین هود ) بسیار هوشمندانه و واقع گرایانه به زندگی نگاه کرده است . خارج از همه چهارچوبهایی که ما برای خود
درست میکنیم ؛ و حصارهایی که خواه ناخواه دور خود می کشیم .
گاهی بدون آنکه ما بخواهیم حصار ها از قبل تعیین شده اند .
یاد فیلم ( " وسوسهء سرنوشت " یا " اقبال کور " )٭ از کیشلوفسکی افتادم . نمیدانم در فارسی
چه نامگذاری شده این فیلم . سه نگاه مختلف به سرنوشت یک انسان است .
با اینکه کیشلوفسکی نگاهی چند گانه به زندگی دارد در فیلمهایش ؛ اما بیننده را آزار نمیدهد . راه را
برایش باز میگذارد که خودت انتخاب کن ؛ اما من میگویم این بهتر است . هر چند همه به یکجا ختم
میشود . آنچه باید بشود ، می شود . گاهی تلخ ؛ گاهی شیرین . سه گانه ( آبی ؛ سفید ؛ قرمز ) همین
حکایت است .
اما گاروین هود همین تیز هوشی را به شکل دیگری مطرح می کند و در هر لحظه به یادت می آورد
که تو باید تسلیم شوی . اما به اختیار خودت می گذارد که تسلیم چه باید بشوی ! عشق یا عدالت ؟! هر
چند شاید هر دو در نهایت یک معنی پیدا کنند ؛ اما هر کدام از این کلمات در ذهن من و شما معنای
خاصی دارد . درست همینجاست که اختیار و جبر مطرح می شود . که آیا انسان مختار است یا جابر؟!
بحث فلسفی عمیقی ست که در این گفتار نمی گنجد .
همیشه در آخرین لحظه هاست که ما آدمها تصمیم میگیریم که خیر و یا شر را انتخاب کنیم ؛ به هر
قیمت که تمام شود . جنایت و مکافات داستایوسکی نمونه بسیار بارز و مبرهن این فلسفه است .
جبر یا اختیار ؟!
علم جامعه شناسی ، روانشناسی و بخصوص اخیرا انسان شناسی ثابت میکند که نوع بشر ذاتا رو
بسوی رستگاری دارد . خارج از همه تعاریف ایدئولوژیک ؛ اعم از مذهبی یا غیر مذهبی .
آدم ابوالبشر بدنبال بستری ست که به خود و به آنچه که اعتقاد دارد ( خدا ، ماده ، تصادف و یا شاید ماشین ) ثابت کند که ؛ من توانایی و لیاقت جایگزینی تو را دارم . آنچه تو مرا مقدر به آن دانسته ای
خوب است ؛ اما آنچه من می اندیشم شاید بهتر باشد . هر چند شاید به همانجا برسم که تو میدانی .
اما من ؛ من ِ انسان باید به آنچه که تو مرا برای آن آفریده ای و مختارم کرده ای برسم از راه علم
و تجربه . پس من هستم که انتخاب میکنم که آیا توخالق من هستی یا من خالق ِ تو !!!!!
چقدر دلم به حال خدا می سوزد . زیرا که من در تنهایی هایم به او تکیه میکنم .
اما خدا در تنهایی اش چه می کند ؟!
اگر بگویید که انسان تنها همدم اوست . می پرسم : اگر خدا نیازمند همدمی انسان است ؛ پس آیا
مگر خدا بی نیاز نیست ؟
پ . ن
= اقبال کورBlind Chance٭
" بلایند چانس " از کریشتف کیشلوفسکی